أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

56

قانون ( فارسى )

موادّ سردرد اگر تر و سرد يا تر و گرم باشد ، خواب‌آلودگى نشان اوست . موادّ بلغمى و سودايى ، سر را زياد به درد نمىآرند . مواد خشك سرگرانى كم دارد و بىخوابى زياد . موادّ سر ، دور از التهاب است امّا فكر را تباه كند و رنگ را بدرنگ مىكند . هر خلطى را مىتوان از معاينهء رنگ رخسار و چشم شناخت . كمتر اتّفاق مىافتد كه نتيجه صحيح نباشد هنگامى نمىتوانى از معاينهء رخسار و چشم به چگونگى خلط برسى كه يكى از حالات زير باشد : 1 - خلط التهابى است و به ژرفا فرو رفته است ، يا خلط در ژرفا بند آمده . 2 - موادى گرم غير از مواد سرد سردردآور - به سبب دردى كه موجود است - به سوى چشم و چهره كشيده شده است . زيرا هرگاه عضوى به درد آيد اكثرا خون از اندامى ديگر و شايد غير خون ، مادهء ديگر به سوى دردمند كشيده شود . سردردى كه سببش باد باشد ، سرگرانى كم دارد و كشيدگى زياد و شايد نشگون ( نخس ) احساس شود و شايد چيزى مثل خوره احساس گردد . همراه مادهء بادآور سرگرانى نيست . دليل بر سردرد ناشى از باد و بخار ، شايد وزوز و صداها باشد و شايد تراوش از اوداج بسيار باشد . سردرد بادى نقل و انتقالات دارد ، منظورم درد است كه از جايى به جايى نقل مكان مىكند . اگر مادهء بخار زياد باشد شريان به شدّت مىتپند و بيمار به خيال‌بافيهاى بىمعنى مىگرايد و سرگردان و سر گيج مىشود . سردردى كه ناشى از مزاج ساده ( بدون ماده ) است دليلش را بايد از خود همان مزاج به دست آورد و در اين حالت سرگرانى پيدا نيست و بينى خشك است . خشكى سوراخ بينى دليل مناسبى براى وجود مزاج ساده است . اگر سردرد از مزاج گرمى است ، هم بيمار و هم كسى كه سرش را لمس مىكند حس مىكنند كه گرمى و التهاب هست . چشم قرمز مىشود ، از سرما و سردىبخش‌ها سود مىبيند . اگر سردرد از سرد مزاجى است ، تماما با گرم‌مزاج عكس است و عكس آن را قياس كن ؛ نه در رخسار بيمار لاغرى ديده مىشود ، نه سرخى رنگ رخسار ، درد هم به حدّ افراط نيست هرچند درد مزمن باشد . اگر از خشك مزاجى است : دليلش را از تخليه‌هاى زياد ، ورزشهاى زياد ، بىخوابى زياد ، جماع زياد ، اندوه زياد پيدا كن و شايد اگر اين عادات تكرار شود درد سر بيشتر گردد . سردردى كه از شركت مغز و اندام ناشى است و از اندام مشترك به مغز سرايت كرده ، ماندن و رفتن و شدّت يافتن و كم شدنش بسته به حالت آن اندام است تا اندام درد دارد سردرد هست . هرگاه درد اندام نماند سردرد نيز رخت بربندد . سردردى كه از شراكت اندام با مغز نيست ، دليلش را بايد در كنشهاى مغز ، مانند تيرگى چشم ، خواب‌آلودگى ، سرگرانى هميشگى بجويى ! و در عين حال ساير اندامان ، سرحال و سالمند .